دودمان پهلوی (۱۳۰۴ تا ۱۳۵۷) سلسلهای است که پس از انحلال سلسله قاجار، بر ایران حکومت کردند، رضاشاه پهلوی، شاه ایران از (۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰) و بنیانگذار سلسله پهلوی بود.سلطنت پهلوی با انقلاب ايران در سال ۱۳۵۷ برچیده شد.
محمدرضا شاه پهلوی (۱۲۹۸ - ۱۳۵۹) از ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ تا وقوع انقلاب ایران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ شاه ایران بود. او با وقوع انقلاب ایران برکنار شد و از این رو آخرین شاه نظام سلطنتی در ایران به حساب میآید. سلطنت پهلوی با انقلاب ایران برچیده شد. انقلاب ۱۳۵۷ ایران، انقلابی بود که با شرکت اکثر مردم و احزاب ملی، مذهبی، کمونیستی، و روشنفکران ایران، نظام پادشاهی این کشور را سرنگون، و پیشزمینهٔ روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی در ایران را فراهم کرد. ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ را روز پیروزی این انقلاب میدانند. این انقلاب به رهبری آیتالله خمینی به پیروزی رسید.
در جنگ بین المللی اول (۱۹۱۸ – ۱۹۱۴ م.) با نقض بی طرفی ایران، قسمتهای از کشور در اشغال قوای متخاصم قرار گرفت و صحنه جنگ روسیه و انگلیس و عثمانی شد. عدم کارآیی دولتها و سقوط پی در پی آنها، ناامنی، صدمات و خسارات جنگ، نهضتهایی را در گوشه و کنار ایران به همراه داشت تا آنجا که احتمال تجزیه ایران میرفت.
سقوط رژیم روسیه تزاری که حمایت از قاجار را عهده دار بود و جایگرینی بلشویکها که فریاد رهایی سر میدادند، انگلیس را به تلاشی مضاعف وادار ساخت تا هم منطقه را در مقابل خطر انقلاب شوروی حفظ کند و هم جای رقیب سابق را بگیرد و امتیازات نفتی را همچنان در دست داشته باشد.
قرارداد ۱۹۱۹ وثوق الدوله، که ایران را در وضع تحت الحمایگی قرار میداد، به امضاء رسید و این امر از ورود ایران به کنفرانس صلح ورسای جلوگیری کرد. با نظر ژنرال آیرون ساید انگلیسی استاروسلسکی فرمانده روسی قزاق کنار گذاشته شد و سردار همایون، فرماندهی کل قزاق را در اختیار گرفت. موج خروشان اعتراض بر ضد قرارداد ۱۹۱۹ م. در داخل و خارج کشور و عدم پذیرش صریح آن از جانب احمد شاه، انگلیس را به تغییر سیاست در مورد ایران وادار ساخت.
تشکیل حکومتی قدرتمند لازم بود که از پیشرفت ارتش سرخ، تا گیلان آمده بود، جلوگیری کند و مانع رشد نهضتهای مردمی، که برای دارندگان امتیاز نفت مضر بود، گردد و در عین حال نمودار تحقق آمال وخواستههای ملت باشد. مذاکرات آیرون ساید با رضاخان و سیدضیاءالدین طباطبایی در قزوین سرنوشت ساز بود. رضاخان بر دیگر کاندیداها سبقت گرفت و مجری کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ش. شد.رضا خان میرپنج فرزند عباسقلی خان سواد کوهی معروف به داداش بیک در ۱۲۵۶ شمسی در قریه آلاشت تولد یافته و در ۲۲ سالگی به نیروی قزاق پیوسته و در طی بیست سال مراحل نظامی را تا فرماندهی هنگ قزاقخانه (آتریاد) همدان طی کرده بود و قرار شد براریکه قدرت مستقر گردد. به احمد شاه جوان آخرین شاه از سلسله قاجار هم اطمینان داده شد که از جانب کودتا خطری او را تهدید نمیکند و در عین حال وادار گردید که فرمان ریاست وزرایی سید صیاء الدین را امضاء کند و عنوان سردار سپه را به رضاخان اعطا نماید.
به دنبال کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ که در روز دوشنبه سوم ماه (حوت) نیمه شب انجام شد، پایتخت را تسخیر کردند و با ایجاد سروصدا و تیر اندازی بی مورد و زد و خوردهایی نه چندان جدی، کودتاگران توانستند در مردم وحشت و اضطراب ایجاد کنند و فردای آن روز جمع زیادی از رجال و دولتمرادن گذشته بازداشت شدند و اقداماتی در جلب نظر مردم صورت گرفت.
سیدضیاءالدین طباطبایی به منظور عوام فریبی و کسب و جاهت سیاسی، قرارداد ۱۹۱۹ م. را لغو کرد و انگلستان نیز برای اغفال مردم ایران، لغو این قرارداد را با خشنودی پذیرفت تا کابینه مورد نظر کابینهای ملی و ضد انگلیسی معرفی شود.
قرارداد ایران و شوروی ۱۹۲۱ که متضمن انصراف از امتیازات تزارها بود، امضاء گردید (۱۲۹۹ ه.ش.). اندکی بعد سردار سپه به جای مسعود کیهان وزیر جنگ شد و همکار خود سید ضیاء را در مبارزه قدرت تبعید فرستاد. رضا خان تا ۲۶ خرداد ۱۳۰۲ ه.ش. با حضور در کابینههای قوام، مشیر الدوله و مستوفی الممالک با عنوان وزیر جنگ تصمیم گیرنده اصلی بود.
سردار سپه با ادغام دیویزیون قزاق، ژاندارمری دولتی، بریگاد مرکزی و سایر قوای پراکنده نظامی پلیس جنوب، ارتش متحدالشکلی را پایه گذاشت که فقط مجری دستورهای وزیر جنگ بود و در همین زمان به پارهای از نهضتها از جمله جنبش جنگل و قیام کلنل پسیان پایان داده شد.
جنبش جنگل توسط میرزا کوچک جنگلی در شمال کشور شکل گرفت و در مقطع کوتاهی توانست در مقابل قوای بیگانه ایستادگی کند. پس از پیروزی بلشویکها و سرنگونی حکومت روسیه تزاری، گر چه این نهضت در مقطعی مورد حمایت بلشویکها قرار گرفت، میرزا کوچک جنگلی قربانی توافقات بین المللی شد و قوای رضا خان توانست باقیمانده نیروهای او را هم متلاشی کند.
رضا خان سردار سپه در خرداد ۱۳۰۲ ش. فرمان نخست وزیری را از احمد شاه گرفت و موجبات سفر سوم او را به اروپا فراهم ساخت (۱۳۰۲ ش.).
|
|
| همسران و فرزندان رضاشاه پهلوی | |
|---|---|
| همسران | فرزندان |
| مریم سوادکوهی | همدمالسلطنه |
| ملکه تاجالملوک | شمس | اشرف | محمدرضا | علیرضا |
| ملکه توران امیرسلیمانی | غلامرضا |
| ملکه عصمت دولتشاهی | عبدالرضا | احمدرضا | محمودرضا | فاطمه| حمیدرضا |
| |||||
| |||
قاجار
قاجار، قاجاریه یا قاجاریان دودمانی ترک نژاد بودند که از حدود سال ۱۱۷۰ تا ۱۳۰۴ بر ایران فرمان راندند. ایل قاجار یکی از طایفههای ترکمان بود که بر اثر یورش مغول از آسیای میانه به ایران آمدند. آنان ابتدا در پیرامون ارمنستان ساکن شدند که شاه عباس بزرگ یک دسته از آنان را در استرآباد (گرگان امروزی) ساکن کرد و حکومت قاجاریه نیز از قاجارهای استرآباد تشکیل یافته است. بنیانگذار این سلسله آغامحمد خان است که رسماً در سال ۱۱۷۴ در تهران تاجگذاری کرد و آخرین پادشاه قاجار، احمد شاه است که در سال ۱۳۰۴ برکنار شد و رضاشاه پهلوی، جای او را گرفت.[۱]
|
|
قاجارها قبیلهای از ترکمانها بودند که بر اثر یورش مغول از آسیای میانه به آسیای صغیر و سپس ایران آمدند. قبیله قاجار یکی از قبایل قزلباش بود که ارتش صفوی محسوب میشد. [۲]
ایشان تبار خود را به کسی به نام قاجار نویان میرساندند که از سرداران چنگیز بود. نام این قبیله ریشه در عبارت آقاجر به معنای جنگجوی جنگل[نیازمند منبع] دارد. قاجار از ریشه کلمه قاچار است که در ترکی به معنای فراری است. پس از حمله مغول به ایران و میانرودان، قاجارها نیز به همراه چند طایفه ترکمان و تاتار دیگر به شام و آناتولی کوچیدند.
هنگامی که تیمور گورکانی به این نقطه تاخت، قبایل ترک بسیاری از جمله قاجارها و دیگر کوچندگان را به بند کشید و قصد بازگرداندن آنها به آسیای میانه را داشت. ولی آنها را به خواهش خواجه علی سیاهپوش - صوفی خانقاه صفوی - آزاد شدند که این موضوع باعث شیعه شدن و ارادت آنان به خاندان صفوی شد. پس از آن قاجارها یکی از سازندگان سپاه قزلباش شدند. [۳]
ایل قاجار ابتدا در شمال رود ارس ساکن بودند و در آن زمان بدلیل کمکهای بزرگی که به دربار صفوی مینمودند، قدرت بیشتری یافتند و سپس شاه عباس یکم دستهای از آنان به غرب استرآباد و دشت گرگان کوچاند تا به عنوان سدی در برابر حملات پیاپی قبایل ترکمن و ازبک عمل کنند. ایل قاجار در استرآباد به دو شاخه تقسیم شدند. شاخه بالای رود گرگان به یوخاریباش (بالادستی) و شاخه پایین رود گرگان به اشاقهباش (پایین دستی)معروف شدند. حکومت قاجاریه از ایل اشاقهباش تشکیل یافت. [۴]
تلاش برای پادشاهی
پس از یورش افغانها و فروپاشی حکومت صفویه، شاه تهماسب دوم - پادشاه آواره صفوی - پس از مدتی به مازندران گریخت و فتحعلی خان قاجار خدمت وی را پذیرفت. فتحعلی خان قاجار سردار سپاه تهماسب دوم شد و در حقیقت تهماسب بازیچهای در دست فتحعلی خان بود. اما با پیوستن نادر به سپاه تهماسب، فتحعلی خان مقام پیشینش را از دست داد و در مشهد به تحریک نادر کشته شد.
پس از فتحعلی خان، پسر دوازده سالهاش محمدحسن خان قاجار جای او را گرفت. ولی نادر شاه افشار در زمان حکومتش برای جلوگیری از به قدرت رسیدن محمدحسن خان که در هنگام قتل پدر ۱۲ سال بیش نداشت یوخاریباشها که ساکنین بالادست رود گرگان بودند را به حکمرانی منصوب کرد تا بدین ترتیب با ایجاد شکاف و چندگانگی میان طوایف قاجار، نگران ناآرامیهای داخلی نگردد و اشاقهباشها زیر نظر حکومت ایشان گردند.
پس از مرگ نادر شاه در سال ۱۱۲۶ هجری خورشیدی، طایفه قاجارهای استرآباد به سردمداری محمدحسن خان در پی کسب پادشاهی برآمدند. اما در نهایت از کریم خان زند شکست خوردند و محمدحسن خان به دست یکی از اعضای قبیله یوخاریباش کشته شد. فرزندان او از جمله آغامحمد خان و حسینقلی خان جهانسوز به عنوان گروگان در دربار زندیه نگهداری شدند. یکبار حسینقلی خان که از سوی کریم خان زند برای سرکوبی حاکم استرآباد فرستاده شده بود، در سمنان یاغی شد، ولی بدست زکی خان زند کشته شد.
پادشاهی قاجاریه
پس از مرگ کریم خان، آقامحمد خان از شیراز فرار کرد و پس از جنگهای فراوان سلسله زندیه را نابود کرد و به پادشاهی رسید. آقامحمد خان موفق گردید دو قبیله اشاقهباش و یوخاریباش (به معنای ساکن ناحیه بالا رودخانه و ساکن ناحیه پایین رودخانه) تقسیم شده بود و این دو قبیله را با هم متحد کرده و نیروی نظامی خود را استحکام بخشد.
در زمان این دودمان حکومتهای استانی در مناطق گوناگون سرزمین ایران با جنگ یا مصالحه از میان رفتند و جای خود را به سامانهای فدرالی با تبعیت از دولت مرکزی دادند و «کشور» ایران دوباره زیر یک پرچم شکل گرفت. رنگها و ترتیب آنها در پرچم کنونی ایران از زمان این سلسله به یادگار ماندهاست. زبان رسمی قاجاریه فارسی و پایتختشان تهران بود.
جنگهای ایران و روس در زمان فتحعلی شاه قاجار منجر به جدا شدن بخشهایی از قفقاز از ایران شد.
ایران در زمان این دودمان با دنیای غرب آشنا گردید. اولین کارخانههای تولید انبوه، تولید الکتریسیته، چاپخانه، تلگراف، تلفن، چراغ برق، شهرسازی مدرن، راهسازی مدرن، خط آهن، سالن اپرا (که بعداً به سالن تعذیه تغییر کاربری داد)، مدارس فنی به روش مدرن (از جمله دارلفنون که به همت امیر کبیر بنیاد گردید)، و اعزام اولین گروهها از دانشجویان ایرانی به اروپا جهت تحصیل در شاخههای پزشکی و مهندسی در زمان این سلسله صورت پذیرفت.
بازسازی ارتش ایران با روش مشق و تجهیز آنها به جنگافزار نوین اروپایی نیز از زمان فتحعلیشاه قاجار - در قرارداد نظامی اش با ناپلیون امپراتور فرانسه - آغاز شد.
در زمان این سلسه و بعد از کشمکش بسیار بین شاهان قاجار و آزادی خواهان، جنبش مشروطه در ایران برپا شد و سرانجام ایران دارای مجلس (پارلمان) شد و بخشی از قدرت شاه به مجلس واگذار گردید.
سلسه قاجار با کودتای ۱۲۹۹ رضاشاه قدرت را از دست داد. با انحلال سلسله قاجار توسط مجلس شورای ملی در ۹ آبان ۱۳۰۴، رضا شاه به سلطنت رسید. رضا شاه پهلوی پس از به سلطنت رسیدن بسیاری از وزرا و سفرای دولت قاجاریه را که غالباً از وابستگان خاندان قاجار بودند به استخدام درآورد که این ارتباط حرفهای تا پایان سلطنت محمدرضا شاه نیز ادامه یافت.
شاهزادگان قاجار
شاه اسماعیل یکم
اسماعیل، ملقب به ابوالمظفر بهادرخان حسینی، و معروف به شاه اسماعیل یکم مؤسس سلسله صفوی به عنوان اولین سلسه تماماً ایرانی، حاکم بر سراسر ایران پس از اسلام است.
وی با رسمیکردن مذهب شیعه و با زنده کردن هویت ایرانی مرزهای ایران را به حدود مرزهای ساسانیان رسانید و در واقع ایران را به عنوان یک واحد سیاسی مستقل پس از اسلام پس از حدود ۸۰۰ سال، تأسیس و تثبیت کرد. از وی اشعاری به ترکی آذربایجانی و به فارسی با تخلص «ختایی» برجای ماندهاست.
|
|
کودکی
اسماعیل در ۸۶۶ در اردبیل دیده به جهان گشود.[۲]
پدرش شیخ حیدر به همراه مریدان خود -که به دلیل بر سر داشتن کلاه قرمز رنگ قزلباش (سرخ سر به زبان ترکی) خوانده میشدند برای جهاد علیه مسیحیان چرکس به نواحی قفقاز رفتند. توسعهطلبی حیدر باعث شد که با شروانشاهان وارد جنگ شود. سلطان یعقوب آق قویونلو در این جنگ به کمک شروانشاهان رفت و نهایتاً حیدر تیر خورد و به اسارت درآمد و جان خود را در این مبارزه از دست داد و فرزندانش نیز به اسارت در آمدند. در این زمان اسماعیل کودکی شیرخوار بود.
در فارس
اسماعیل به همراه مادر ودو برادرش در اصطخر، فارس به مدت چهار سال و نیم زندانی شدند.[۳] در این دوره سلطان یعقوب آق قویونلو مرد و بین فرزندانش رستم و بایسنقر جنگ درگرفت و رستم برای مقابله با بایسنقر، «سلطان علی» برادر بزرگ اسماعیل و خانوادهاش را آزاد کرد، تا بتواند از پشتیبانی قزلباشان خانقاه اردبیل برخوردار شود. سلطان علی با شکوه فراوان وارد تبریز شد و با سپاهی از صوفیان بایسنقر را شکست داد. رستم از قدرت سلطان علی به وحشت افتاد و وی را در میانه راه تبریز و اردبیل به قتل رساند. سلطان علی برادر هفت سالهاش اسماعیل را به یاران صمیمی و وفادارش سپرد.
در اردبیل و لاهیجان
اسماعیل مدتی پنهانی در اردبیل زیست و سپس برای امنیت بیشتر به لاهیجان رفت و نزد امیر آنجا «کارکیا میرزا» پناه گرفت. کارکیا میرزا علی فرمانروای محلی لاهیجان و دیلمان که شیعه و سید و دوستدار خاندان صفوی بود در تربیت اسماعیل خردسال اهتمام کرد. اسماعیل تا سال ۹۰۵ (قمری) با مراقبتهای شمس الدین لاهیجی که از فضلای آن دیار بود فارسی، عربی، قرآن و مبانی و اصول شیعه امامیه را فرا گرفت. [۴] ۶۷ همچنین در این مدت، زیر نظر هفت تن از بزرگان صوفی لاهیجان فنون رزم را آموخت. [۵]
بدین ترتیب اسماعیل از یک سو تحت تأثیر فرهنگ صوفیانه خانقاه شیخ صفی بود و از سوی دیگر احتمالاً در گیلان با برخی آموزههای ایران باستان و تشیع امامی آشنا شده و مجموعه این آموزهها او را برای بدل شدن به یک حاکم مقتدر، فرمانده نظامی و پیشوای مذهبی آماده ساخت.
بازگشت به اردبیل
قزلباشان به بهانه زیارت بقعه شیخ صفی الدین با کسب اجازه از کارکیا اسماعیل و مارتا را به اردبیل بردند هدف قزلباشها از این کار خروج از حیطه کارکیا بود. قزلباشان مارتا را به اردبیل فرستاده و خود به همراه اسماعیل به منطقه خلخال رفتند و نزدیک به سه ماه در روستاهای اطراف خلخال اقامت داشتند. ایشان در این مدت با خلفای خود در آناتولی ارتباط بر قرار کرده و از آنها می خواستند که ترکان قزلباش را جمع آوری کرده به ایران بفرستند در مدت سه ماه در حدود دو هزار قزلباش به طرق مختلف از آناتولی وارد ایران شده به اردوی اسماعیل پیوستند .[۶]در این هنگام اسماعیل ۱۲ سال و یک ماه بیشتر نداشت. از وقتی که اسماعیل از لاهیجان بیرون آمده بود تا هنگامی که در ارزنجان اردو زد در خدود هفت هزار ترک آناتولی به اردویش پیوستند که بیشتر از نه قبیله زیر بودند:
- ۱-شاملو از تاتارهای زاویه شمال شرق مدیترانه و شمال غرب شام
- ۲-تکه لو از قبایل تکه در ناحیه جنوبی آناتولی
- ۳-قاجار از تاتارهای شمال و شرق آناتولی
- ۴-روملو
- ۵-قره مان از منطقه کیلیکیه در جنوب آناتولی و اطراف قونیه
- ۶-ورساق از منطقه کیلیکیه در شمال دریای مدیترانه
- ۷-ذوالقدر از بخش علیای فرات بین سوریه و ترکیه کنونی
- ۸-استاجلو از شرق آناتولی
- ۹-بیات از شرق آناتولی
علاوه بر این قبایل دستجاتی از قبایل مغول ساکن در نواحی تالش و سوادکوه نیز در اردوی اسماعیل بودند که در برابر ترکان در اقلیت بودند و "صوفیان تالشی نامیده میشدند.
از قیام تا پادشاهی
تصرف آذربایجان
در سال ۸۷۹ هفت سران قزلباش در ارزنجان یک جلسه مشورتی با حضور شاه اسماعیل برگزار کردند تا در مورد حرکت جهادیشان تصمیم بگیرند موضوعی که در این جلسه مطرح بود این بود که برای جهاد به گرجستان حمله کنند یا ایروان را بگیرند (دو منطقه مسیحی نشین که حاکمانشان از خاندانهای دیرین ایرانی و باز مانده از دوران پارتیان و ساسانیان بودند) عده این نیز پیشنهاد دادند به روستاهای اذربایجان حمله کنند و عدهای نیز بر این عقیده بودند مدت زمان بیشتری در ارزنجان بمانند که ترکان بیشتری به لشکر بپیوندند و سپس به آذربایجان حمله کرده آنجا را از آن خود کنند. در جنگی که نزدیک قلعه گلستان روی داد، فرخ یسار با وجود بیست هزار جنگاور مغلوب و کشته شد.[۷] اما قلعه گلستان در مقابل سپاه صوفیان به مقاومت پرداخت و بلافاصله تسلیم نشد. با این حال باکو تسلیم شد و شاه اسماعيل كه به شجاعت و از جان گذشتگي مشهور بود بر شكوه خود ميان وفاداران خويش افزود. سردار خردسال با بزرگواري از حوالی شروان عزیمت کرد و راه آذربایجان را پیش گرفت. در ناحیه شرور نزدیک نخجوان در گیری سختی بین الوند بیگ آق قویونلو و لشکر شاه اسماعیل رخ داد(۸۸۰ش/۹۰۷ ق /۱۵۰۱ م) در این نبرد لشکریان شاه اسماعیل رشادت های فراوانی از خود بروز دادند و شعار تر کی "قربان اولدقم ٬صدقه اولدقم" سر داده اعلام جانفشانی در راه مولایشان اسماعیل میکردند سر انجام الوند بیک شکست خورد و به ارزنجان گریخت و شاه اسماعیل پیروزمندانه وارد تبریز شد و سلطنت خود را با اعلام و اظهار ولايت شیعه که اتفاقا با آیین و افكار عمومي اکثریت اهل شهر تطابق داشت، اعلام كرد.(تبريز يكي از مهمترين پايگاههاي محبين اهل بيت در آن زمان بود.) [۸] وی در حالی که چهارده سال بیشتر نداشت به کمک مریدانی که سخت به او معتقد بودند در سال هشتصد و هشتاد ه.ش شاه ایران شد و سلسله خویش را به نام جدش صفی الدین «صفویه» نامید که در تاریخ ایران به دو دلیل اهمیت بسیار دارد:
- یکی این که این سلسله اولین سلسله کاملاً مستقل ایرانی و ملي بعد از حمله اعراب به ایران (در سال ۳۲ ه.ق) بودهاست یعنی پس از هشتصد سال توانست با افتخار نام ایران را بر روی نقشهها برگرداند.
- دوم اینکه مذهب تشیع در ایران توسط شاه اسماعیل مذهب رسمی اعلام شد كه در اعتلا و پيروزي هاي چشمگير آينده آن سلسه تاثير به سزايي داشت.
اعلام تشیع به عنوان مذهب رسمی
شاه اسماعیل در اولین اقدام مهم خود، در شهر تبریز مذهب تشیع را به عنوان مذهب رسمی دولت و مملکت صفوی اعلام نمود. نکته جالب این است که در آن هنگام برخي از مردم تبریز نیز شافعی مذهب كه متمايل به اهل البيت مي باشند بودند و الباقي شيعه بودند و به زبان آذری تکلم میکردند که یکی از لهجههای کهن زبان پارسی و شبیه کردی بود.
پیوستن قبایل ترک آناتولی
ایلات ترک بهارلو(از اولاد بایرام خوجه بهارلوواز ایلات تشکیل دهنده قراقوینلوها بودند) قبل از تسخیر تبریز (۹۰۷ ق / ۱۵۰۲ م)به سرکردگی حسن خان به شاه اسماعیل پیوستند(روملو---احسن)
ایجاد وحدت ملی
پس از سقوط ایلخانان مغول و به مدت حدود دو قرن در ایران از بلخ تا دیاربکر وضعیت ملوک الطوایفی حاکم بود. «روملو» در خصوص سال ۸۸۰(۱۵۰۱ م./۹۰۷ ه.ق.) مجموعهای از حکام محلی را نام میبرد، که مهمترین آنها عبارت بودند از: سلطان حسین بایقرا آخرین شاه تیموریان در خراسان، بدیع الزمان میرزا در بلخ، سلطان مراد در عراق عجم، حسین کیای چلاوی در سمنان، مرادبیک بایندر در یزد و شاه اسماعیل در آذربایجان.
شاه اسماعیل با برخورداری از نیروی جان بر کف قزلباش عزم نمود، که ایران را متحد سازد. ابتدا سلطان مراد حاکم عراق عجم -که پسر سلطان یعقوب آق قویونلو بود- را در نواحی مابین همدان و بیجار شکست داد و سلطان مراد به شیراز گریخت. شاه اسماعیل او را تعقیب نمود و او از ترس به بغداد گریخت و شاه اسماعیل بدون جنگ شیراز را تصرف نمود و از آنجا به قم رفت. سپس بر حسین کیای چلاوی حاکم سمنان و فیروزکوه پس از جنگی سخت غلبه کرد. و نهایتا یزد و ابرقو را که در اختیار محمدکره بود، تصرف کرد و از شهری به شهری رفت و حکام محلی را برانداخت و یا تابع خود نمود. آنگاه در سال ۸۸۷ ه.ش. (۹۱۴ه.ق.) عازم عراق عرب شد و بغداد و نجف را نیز فتح نمود. بدین ترتیب او در مدت هفت سال تمام ایران بزرگ به جز برخی نواحی نظیر خراسان و ارمنستان را تصرف نمود و حکومتی واحد و مستقل را در آن برقرار ساخت و به عنوان پادشاه ایران تاجگذاری نمود.
کشورداری
شیوه کشور داری شاه اسماعیل و ترویج مذهب شیعه مانع از تجزیه یا تقسیم احتمالی ایران آشوب زده میان دو قدرت بزرگ آن زمان عثمانیها و ازبکها شد. وی برای تعدیل سیاستهای افراطی سران قزلباش، صوفیان و مریدان حیدری، علمای ایرانی و نیز جبل عامل، کوفه و بحرین را به تدوین کتابهای فقهی در زمینه شیعه جعفری دعوت کرد [۹]. محقق کرکی که در نشر فقه و اصول مذهب جعفری شخصیت مهمی محسوب میشد، از جمله آنان بود.
از جمله اقدامات شاه صفوی برای تجلیل از امامان شیعه ضرب سکه با نام امامان دوازدهگانه شیعه[۱۰] قرار دادن نام ۱۲ امام معصوم به عنوان سجع مهر شاهی [۱۱]، تعمیر و توسعه آرامگاه امامان در شهرهای عراق و مشهد و نیز ایجاد ساختمان مقبره برای امامزادهها در شهرهای ایران [۱۲] ۱۲۹ و طرح آب رسانی از فرات به نجف بود[۱۳].
شاه اسماعیل کلیه وظایف اداری و کشوری را به ایرانیانی سپرد که در اعتقادشان به تشیع جای شک و شبهه نبود و بسیاری از آنان پیشینه طولانی در کارهای دیوانی داشتند. نامدارترین رجال او عبارت بودند از: امیر زکریا تبریزی، محمود خان دیلمی، قاضی شمس الدین لاهیجانی، امیر نجم رشتی، امیر نجم ثانی، میر سید شریف شیرازی و شمس الدین اصفهانی [۱۴] ۴۰۷ .
شاه اسماعیل به رسوم و آیینهای مذهبی و ملی بسیار علاقه نشان میداد و به ایجاد آبادانی و بناهای یادبود اهتمام داشت. مهمترین آثاری که از دوران وی به یادگار مانده، عبارتاند از ۴ بازار دور میدان قدیم اصفهان؛ مدرسه هارونیه و بقعه امام زاده هارون در اصفهان. وی بناهای یادبودی هم در اوجان فارس و شیراز و آبادانی و ساختمانهای متعددی در خوی و تبریز بنیاد کرد.
جنگ با دشمنان خارجی
شاه اسماعیل که با آشوبگري و اغتشاش به سختی دشمنی میکرد تبریز را به پایتختی برگزید و در همان سال تاجگذاری به جنگ قوم ازبک رفت (این قوم در شمال شرق ایران در ازبکستان فعلی ساکن بوده و هرگاه که فرصتی به دست میآورند به خاک ایران تجاوز میکردند). در نبرد مرو که در حوالی مرو رخ داد ۱۷۰۰۰ ایرانی توانستند ۲۸۰۰۰ سپاهی ازبک را درهم کوفته و فرمانروای آنان به نام شیبک خان که قصد فرار داشت را دستگیر و مقتول سازند.
اما در همین هنگام با یورش عثمانیها مواجه شد. خلیفه عثمانی به نام سلطان سلیم که شیعیان را کافر میدانست و خود را نیز خلیفه تمامی مسلمانان جهان میخواند به قصد اشغال کامل ایران به این کشور لشکرکشی کرد. شاه اسماعیل شجاع به قصد دفع حمله عثمانیان به غرب لشکر کشید و در نبرد چالدران (۸۹۳ ه.ش) آنچنان دلیرانه جنگید که علی رغم شکست خوردن، نبرد او در زمره نبردهای بزرگ تاریخ و از افتخارات ایرانیان محسوب میشود.
در این جنگ ۲۹۰۰۰ سرباز ایرانی که تنها از سلاحهای سرد مانند شمشیر و نیزه استفاده میکردند در برابر سپاه دویست هزار نفری عثمانی که مجهز به توپ و تفنگ بود به سختی ایستادگی کرده و کشتار زیادی از دشمن به عمل آوردند و از ایشان تنها ۸۵ نفر زنده ماندند اما حتی یک نفر اسیر هم ندادند. ترکان عثمانی در این جنگ قسمت بزرگی از آذربایجان را به اشغال خود در آورند، که البته با مقاومت دلیرانه مردم تبریز سلطان سلیم، مجبور به تخلیه شهر شد. اشغال بخشهایی از آذربایجان توسط عثمانی تا زمان شاه عباس کبیر ادامه داشت. (البته پس از شاه اسماعیل نیز آنان هرگاه که فرصتی بدست میآوردند به ایران حمله میکردند و اختلافات مرزی و مذهبی دو کشور تا زمان سقوط امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول طول کشید.)
شاه اسماعیل توانست در مدتی کوتاه با تدابیر جنگی و نیز با رشادتهایی که به کار میبرد ایران را متحد کرده و در برابر هجوم دشمنان داخلی و خارجی بخصوص ازبکان و عثمانیها که از شرق و غرب به ایران حمله میکردند به خوبی مقاومت کند.
سرودههای شاه اسماعیل
وی مردی بسیار زیبا و خوش اندام بود، اشعار صوفیانه به ترکی آذربایجانی میگفت که تا به امروز نیز این اشعار باقیماندهاست. مانند شعر زیر که وی آن را قبل از جنگ برای سلطان عثمانی فرستاد و سلطان نیز پس از پایان جنگ شعری به فارسی گفت و به عنوان پاسخ به شاه ایران داد. ترجمه فارسی شعر شاه اسماعیل از این قرار است:
من به مرشد خویش به چشم جوهر و ذات وجود مینگرم،
و خویشتن را در راه او قربانی میکنم،
من دیروز به دنیا آمدهام و امروز خواهم مرد،
بیا، اگر تو میخواهی بمیری، این پهنگاه مرگ است...
مرگ
سلطان سلیم یکم که در فتح تبریز موفق شده بود که همسر محبوب شاه اسماعیل را به اسارت در آورد پس از خروج از ایران وی را گروگان گرفت و برای آزادی وی از شاه امتیازات کلانی خواست. اما اسماعیل برای بدست آوردن همسر محبوب خود حاضر نشد یک وجب از خاک ایران را به سلطان سلیم تسلیم کند. و آنچنان که گفته شده از دوری همسر خویش[نیازمند منبع] در سن سی و پنج سالگی درگذشت. پس از وی فرزندش شاه طهماسب یکم به پادشاهی ایران رسید.
مرد جوانی ، از دانشکده فارغ التحصيل شد . ماهها بود که ماشين اسپرت زیبایی، پشت شيشه های یک نمایشگاه به سختی توجهش را جلب کرده بود و از ته دل آرزو می کرد که روزی صاحب آن ماشين شود . مرد جوان ، از پدرش خواسته بود که برای هدیه فارغ التحصيلی، آن ماشين را برایش بخرد . او می دانست که پدر توانایی خرید آن را دارد.
بالاخره روز فارغ التحصيلی فرارسيد و پدرش او را به اتاق مطالعه خصوصی اش فراخواند و به او گفت
:من از داشتن پسر خوبی مثل تو بی نهایت مغرور و شاد هستم و تو را بيش از هر کس دیگری در دنيا دوست دارم . سپس یک جعبه به دست او داد . پسر ،کنجکاو ولی نااميد ، جعبه را گشود و در آن یک انجيل زیبا ، که روی آن نام او طلاکوب شده بود ، یافت با عصبانيت فریادی بر سر پدر کشيد و گفت : با تمام مال ودارایی که داری ، یک انجيل به من ميدهی؟کتاب مقدس را روی ميز گذاشت و پدر را ترک کرد
.سالها گذشت و مرد جوان در کار و تجارت موفق شد
. خانه زیبایی داشت و خانواده ای فوق العاده . یک روز به این فکر افتاد که پدرش ، حتماً خيلی پير شده و باید سری به او بزند . از روز فارغ التحصيلی دیگر او را ندیده بود . اما قبل از اینکه اقدامی بکند ، نامه اي به دستش رسيد که خبر فوت پدر در آن بود و حاکی از این بود که پدر ، تمام اموال خود را به او بخشيده است . بنابراین لازم بود فوراً خود را به خانه برساند و به امور رسيدگی نماید.هنگامی که به خانه پدر رسيد ، در قلبش احساس غم و پشيمانی کرد
. اوراق و کاغذهای مهم پدر را گشت و آنها را بررسی نمود و در آنجا، همان انجيل قدیمی را باز یافت . در حاليکه اشک می ریخت انجيل را باز کرد وصفحات آن را ورق زد و کليد یک ماشين را پشت جلد آن پيدا کرد . در کنار آن ، یک برچسب با نام همان نمایشگاه که ماشين مورد نظر او را داشت ، وجود داشت . روی برچسب تاریخ روز فارغ التحصيلی اش بود و روی آن نوشته شده بود : تمام مبلغ پرداخت شده است.چندبار در زندگی دعای خير فرشتگان و جواب مناجاتهایمان را از دست داده ایم فقط برای اینکه به آن صورتی که انتظار داریم رخ نداده اند
... ؟؟؟!مادرم ...
ای که هستی ام تا هستم مرهون و مدیون وجود نازنین توست...
ای که تا بدین پایه رسیده ام شب و روز را بر خود حرام کردی و درهای تمام لذائذ دنیا را بر خود بستی تا قدکشیدن ما را که تنها لذت و مطلوبت بود به نظاره بنشینی آنهم در بهترین سالهای جوانیت ...
ای آنکه الفبای عشق و دلدادگی و گذشت را به من آموختی ...
آخر کدامین واژگان را بضاعت آن باشد تا به تصویر کشند اوج ایثار و فداکاریت را ؟؟؟
چگونه میتوان عظمت روحت را ، حتی با زیباترین کلمات به تصویر کشید که در خور شان تو باشد ؟؟؟
نیک میدانم تلاش من نیز برای یافتن جملاتی که گویای قدر شناسیم باشد امریست محال و ناممکن ...
مگر بر خاک پایت افتم و پیشانی بر آستانت گذارم و بر دستانت بوسه زنم تا شاید تنها قطره ای از آن دریای بیکران عشق و ایثار را شکرگزار باشم ...
هرچند خودت همیشه گفته ای : "مادران، عشاق بی عارند که بی هیچ چشمداشتی وجودشان را و هست و نیستشان را وقف اولادشان میکنند" ...
شاید دلیلش این است که بخوبی میدانی ما را استطاعت جبران ذره ای از آنچه برایمان کردی، نباشد.

ای که هستی ام تا هستم مرهون و مدیون وجود نازنین توست...
|
ما برای خوشبخت شدن چشم به راه آینده ایم و در نتیجه هرگز خوشبخت نمی شویم، زندگی نمی کنیم بلکه به امید زندگی نشسته ایم. در حال زندگی نمی کنیم و از زندگی امروز خود هم لذت نمی بریم پیوسته منتظر هستیم که در آیند ه اتفاق بیفتد. وقتی ازدواج می کنیم خوشبخت خواهیم شد. وقتی شغل بهتری بدست آوریم به خوشبختی خواهیم رسید. وقتی پول خرید خانه را پرداختیم، وقتی بچه ها یمان راهی دانشگاه شدند و وقتی کاری را به اتمام رساندیم و پیروز شدیم آن وقت است که به خوشبختی خواهیم رسید. این افراد بدون استثناء مایوس می شوند چرا که خوشبختی یک عادت ذهنی است، یک داشت ذهنی است. اگر آن را یاد نگیریم و همین حالا روی آن تمرین نکنیم هرگز تجربه اش نخواهیم کرد. اگر قرار است خوشبخت شویم باید خوشبخت باشیم. همه روزه یادآوری خاطرات و اندیشه های خوب و دلچسپ را تمرین کنید، چرا که این کار شما را در انجام کار های تان کمک می کند. اگر کسی می خواهد حال بهتری داشته باشد باید احساسات لطیف و خیر خواهی و مثمرثمر بودن را در اندیشه خود پرورش بدهد. باید این کار را مثل ورزش صبحگاهی بطور مرتب انجام داد و مرتب به زمان این ورزش روانی بیافزائید. تصویر ذهنی و عادت های انسان با هم ارتباط دارند. با تغییر یکی از آنها دیگری هم خود بخود تغیرمی کند. وقتی اگاهانه عادت بهتری در خود ایجاد کنیم تصویر ذهنی جدیدی جای عادات قدیمی رامی گیرد و انگاره جدید را پرورش می دهد. جالب است که بدانیم نود و پنج در صد رفتار، احساس و واکنش افراد عادتی است. درست به همین شکل که هر وقت با موقعیت مشابهی روبرو شویم، اندیشه و احساس و عمل مشابهی از ما سر می زند. اما نکته اینجاست که عادت اصلاح شدنی است و می توانیم آنرا بطور کلی تغییر دهیم. کافی است که تصمیم اگاهانه ای بگیریم و روی آن تمرین کنیم . بنا برین شما هم می توانید با تکرار رفتار مطلوب آن را در تصویر ذهنی خود ثبت نمایید.
| ||
آلفرد نوبل از جمله افراد معدودي بود که اين شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهي وفاتش را بخواند
! زماني که برادرش لودويگ فوت شد، روزنامه ها اشتباهاً فكر کردند که نوبل معروف (مخترع ديناميت) آلفرد نوبل، » : مرده است. آلفرد وقتي صبح روزنامه ها را ميخواند با ديدن تيتر صفحه اول، ميخكوب شد «! دلال مرگ و مخترع مرگ آورترين سلاح بشري مرد، آيا خوب است که من را پس از مرگ اين گونه » : آلفرد، خيلي ناراحت شد. با خود فكر کرد «؟ بشناسند سريع وصيت نام هاش را آورد. جمله هاي بسياري را خط زد و اصلاح کرد . پيشنهاد کرد ثروتش صرف جايزه اي براي صلح و پيشرف تهاي صلح آميز شود. امروزه نوبل را نه به نام ديناميت، بلكه به نام مبدع جايزه صلح نوبل، جايز ههاي فيزيك و شيمي نوبل و ... مي شناسيم. او امروز، هويت ديگري دارد . يك تصميم، براي تغيير يك سرنوشت کافی است!

اتاق میانی پائین : کلاس درس استاد شهيد محمد صادق اسلامی در شهر شلمان ( لنگرود)
در سال 1311 در تهران زاده شد. كار و تحصیل را از پی هم دنبال كرد و در سال 1330 به اتفاق شهید «حاج صادق امانی» گروه شیعیان را بنیان نهاد. پس از اعدام انقلابی حسنعلی منصور 2 سال در زندان ماند و در سال 1355 با شهید اندرزگو یك گروه ضربت علیه رژیم شاه را سامان داد.
با شهادت اندرزگو، مجددا به زندان افتاد و بعد از آزادی برای نخستین بار در یك سخنرانی در حرم حضرت عبدالعظیم از بنیانگذار جمهوری اسلامی به عنوان «امام خمینی» یاد كرد.
از رهبران راهپیمایی های بزرگ و از مسئولین كمیته استقبال و حفاظت اقامتگاه امام بود. در دولت شهید رجایی به عنوان معاون هماهنگی و پارلمانی وزارت بازرگانی برگزیده شد و در هفتم تیر ماه شصت به شهدای كربلای ایران پیوست.ورقي ديگر از زندگينامه شهيد محمد صادق اسلامي و خانه پدري در شلمان ( لنگرود ) 1353
شهيد محمد صادق اسلامي از آگاهي مردم به رژيم ستم شاهي از تمام فرصتها استفاده مي كرد . دعوت جوانان منطقه به بهانه كلاسهاي تابستاني و تقويتي دروس ( صرف و نحو عربی و منطق ) جوانان شهر شلمان را با يك تابلو ديواري دراتاق مياني پائين خانه پدري اش در شلمان، نزديك به يكماه دور هم جمع مي كر د. دراين مكان بود كه نام امام راحل ( خميني ) شنيده شد . شهيد در خاتمه درس از نظام شاهنشاهي ، بحث خود را به درازا مي كشاند . يكي از مامور جمع آوري جوانان درشلمان ( حسين محمدي شلماني )



( بازی با بادکنک ) زیر ۱۰ سال
پویان و فوتبالش ما رو کشت !


۱- کنترل و مهار توپهای زمینی
۲- کنترل و مهار توپهای نیمه بلند و افقی یا بغل پا
۳- کنترل و مهار توپهای بلند و قوس دار با بغل پا
۴- کنترل و مهار توپ با کف پا 
۵- کنترل توپ با بیرون پا
۶- کنترل و مهار توپ با ران
۷- کنترل و مهار توپ توسط سینه
۸ -کنترل و مهار توپ با سر






















منزل شیخ الاسلامی در شلمان




فقر اجتماعی دیار من شلمان باعث شد تا زندگی کردن در آن بلاد ، ما را آواره کند !
یک ستون دیوار منزل پدری به از زندگی شهری آپارتمان نشینی است
منزل مرحومه ایران خانم زیاری شلمانی ( یادش گرامی و روحش شاد )
بعد از فوت مرحومه کسی در آن زندگی نکرد و حتی دستی روی این سرمایه پدری نکشید


منزل پدری آقا سیاوش ، حسین و علی




آن هنگام که جوان بودم و فارغ از همه چيز و تخيّلم مرز و محدوده ای نمی شناخت، در سر آرزوی تغيير دنيا را می پروراندم. بزرگتر و خردمندتر که شدم دریافتم جهان تغييرناپذیر است، پس افق اندیشه ام را محدودتر کردم و بر آن شدم تا تنها کشورم را تغيير دهم. اما این هم عملی نبود.
پس از سال ها زندگی و تجربه، آخرین تلاش نااميدانه خود را صرف تغيير خانواده ام کردم. اما افسوس آنها نيز که نزدیکترین کسان به من بودند تغيير نکردند.
اکنون که در بستر مرگ آرميده ام، به ناگاه حقيقتی را یافته ام. تنها اگر خودم را تغيير داده بودم، آن گاه نمونه ای می شدم برای اعضای خانواده ام تا آنان نيز خود را تغيير دهند. با انگيزه و تشویق آنها چه بسا کشورم نيز اندکی اصلاح می شد، شاید می توانستم .....
زندگی ها را نجات دهید
چرا باید آسپیرین را در کنار خود داشته باشید ؟
در باره حمله قلبی
علاوه بر احساس درد در بازوی چپ ، علایم دیگری برای حمله قلبی وجود دارند .
درد شدید در چانه ، حالت تهوع و تعریق زیاد نیز باید مورد توجه قرار گیرد .
توجه :
ممکن است در زمان حمله قلبی هیچ دردی در قفسه سینه احساس نشود حدود ۶۰٪ افراد که درخواب دچار حمله قلبی شده اند هرگز بیدار نشده اند .
هر چند اگر چنین اتفاقی رخ دهد ، ممکن است درد قفسه سینه فرد را از خواب عمیق بیدار کند در اینصورت بلافاصله دو عدد آسپیرین را در دهان خود حل کرده و با مقداری آب آنرا ببلعید سپس به یکی از همسایگان و یا یکی از بستگان که محل سکونتش درفاصله بسیار نزدیک از شماست تلفن کرده و بگویید دچار حمله قلبی شده و دو عدد آسپیرین مصرف کرده اید . روی یک صندلی دسته دار یا مبل بنشینید و منتظر ورود آنها باشید و ...
دراز نكشيد !!!
بقول يك پزشك متخصص قلب
اگر اين مطلب را براي ده نفر بفرستيد ممكن است جان يك نفر را نجات دهيد .
من اين اطلاعات را به ديگران داده ام
شما چطور ؟
اين پيام را فوروارد كنيد :
ممكن است جان ها را نجات دهد !!!
طاهریان (۲۰۵ - ۲۵۹ ه. ق.) بنیانگذار طاهر ذوالیمینین
- صفاریان (۲۶۱ - ۲۸۷ ه. ق.) بنیانگذار یعقوب لیث
- سامانیان (۲۶۱ - ۳۸۹ ه. ق.) بنیانگذار نصر اول شهریاران بزرگ اسماعیل بن احمد و نصر بن احمد
- زیاریان(۳۱۵ - ۴۶۲ ه. ق.) بنیانگذار مرداویج پسر زیار شهریار معروف قابوس بن وشمگیر
- بوییان (۳۲۰ - ۴۴۰ ه. ق.) بنیانگذار عمادالدوله علی شهریار بزرگ عضدالدوله
- غزنویان (۳۸۸ - ۵۵۵ ه. ق.) بنیانگذار سلطان محمود غزنوی
- سلجوقیان (۴۲۹ - ۵90 ه. ق.) بنیانگذار طغرل بیک شهریاران بزرگ ملکشاه و سلطان سنجر
- خوارزمشاهیان (۴۷۰ - ۶۱۷ ه. ق.) بنیانگذار (انوشتکین غرجه) شهریاران معروف: محمد خوارزمشاه
- ایلخانان مغول (۶۵۴ - ۷۳۶ ه. ق.) بنیانگذار هولاکو خان
- تیموریان (-۷۷۱ ۹۰۳ ه. ق) بنیانگذار تیمور گورکانی
- صفویان - (۹۰۶ - ۱۱۳۵ ه. ق.) بنیانگذار شاه اسماعیل اول شهریار بزرگ شاه عباس
- افشار (۱۱۴۸ - ۱۱۶۱ ه. ق.): بنیانگذار نادرشاه
- زند (-۱۱۶۳ ۱۲۰۹ ه. ق.) بنیانگذار کریم خان زند
- قاجار (۱۲۰۹ - ۱۳۴۵ ه. ق.) بنیانگذار آغا محمد خان
- سلسله پهلوی (آغاز۱۳۴۵ ه. ق. ۱۳۰۴ ه. ش.) بنیانگذار رضا شاه
- جمهوری اسلامی ایران (آغاز ۱۳۵۷ ه. ش.) بنیانگذار آیت الله خمینی
گذر نکن ! لااقل سه دوره قاجار ، پهلوی و جمهوری اسلامی را مروری داشته باش؟!
مرد مسنی به همراه پسر ٢٥ ساله اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندليهای خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد. به محض شروع حرکت قطار پسر ٢٥ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هيجان شد. دستش را از پنجره بيرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می کرد فریاد زد: "پدر نگاه کن درختها حرکت می کنند" مرد مسن با لبخندی هيجان پسرش را تحسين کرد. کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را می شنيدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک بچه ٥ ساله رفتار می کرد، متعجب شده بودند.
ناگهان پسر دوباره فریاد زد: " پدر نگاه کن دریاچه، حيوانات و ابرها با قطار حرکت می کنند." زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می کردند. باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکيد. او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد:" پدر نگاه کن باران
می بارد، آب روی من چکيد.
زوج جوان دیگر طاقت نياورند و از مرد مسن پرسيدند: " چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی کنيد؟!" مرد مسن گفت: " ما همين الان از بيمارستان برمی گردیم. امروز پسر من برای اولين بار در زندگی می تواند ببيند!"
نتيجه اخلاقی داستان: "آيا بدون دانستن تمام حقایق نتيجه گيری کردن عادلانه است؟
تنها نماینده ای که اصلا" توجه ای برخلاف نمایندگان اسبق ( آقای صیقلی و مرحوم شهید مهندس دهگان ) برای زادگاهش نکرد جناب آًقای محمد علی حیدری شلمانی بود
نامه ای که یکی از حامیان و همراهان بیدارش ( مهر ۸۶ ) جهت یادآوری او قلم زد !
حسین محمدی شلمانی دردی و انگیزه ای برای نوشتن دارد و هدفی عالی و والا را در نوشته خود دنبال می کند و هرگز از جاده حق و حقیقت دور نمی شود و قلم خود را به چیزهای بی ارزشی مانند پول و جاه و مقام نمی فروشد و به غرض و کینه و حسد نمی آلاید و مطامع شخصی را بر مصالح و منافع عمومی و میهنی بر نمی گزیند با توجه به زخم ریشه دوانده یک جسم بی مقدار . نه می توان سکوت اختیار کرد و نه حمایت بی مورد را درکتمان همگان مخفی نمود. ربشه را باید یافت . درد را باید شناخت . سکوت را باید شکست
سکوت ما در پس پرده از برای نان و نمکی است که در دیار شلمان بر سر سفره های پدر و مادر خود خورده ایم ورنه سکوت اهالی فهیم و با شخصیت مردم شلمان ( چه آنهایی که در این شهر مانده اند و چه آنهایی که در خارج از شلمان و حتی خارج از کشور زندگی می کنند ) نه ترس است و نه ناتوانی . میدانی و میدانم مردمان این سرزمین ( شلمان ) کارنامه ای درخشان و در خور توجه چه از نظر تحصیلات و چه از نظر مقام و منصب در سطح بالایی در کشور را برخوردار می باشند و شما نمونه ای کوچک از این سیل عظیم هستید . پس بر شما واجب و لازم است در توسعه بلاد خود کوشا باشید و فرصت شغلی و کاری را برای جوانان تحصیلکرده این منطقه فراهم آورده تا برای تامین معاش از شهر و دیار خود فراری نگردند و شلمان با آن همه آوازه و افراد تحصیلکرده به بیغوله ای تبدیل گردد که این امر در درجه اول موجب سرافکندگی شما نماینده و پس از آن برای همه آنهایی خواهد بود که قلبشان در هر کجا که هستند بر این خاک و فرزندان این سر زمین می تپد.
اما آنچه ناگزیرم کرد تا قلم برداشته و برکاغذ بنگارم به خاطر سهل انگاری و بی توجه بودن با عملکردهای ضعیف و ناکارآمد جنابعالی موجب شرمساری و زیر سوال بردن همولایتی های خود شدید.
نمایندگان دروه های قبل در جهت سازندگی و پیشرفت و توسعه محل و دیار خود با افراد بزرگتر و با تجربه دیارشان گردهم آمدند و تحولی حداقل در منطقه خود بوجود آوردند که سالها برای خود و رای هایی که به او دادند به این طریق ارزش و بهاء دادند و آبرو خریدند . اما شما چه کردید آیا نباید به گذشته خود به گذشته نه چندان دور دوره انتخابات فکر کنید و افرادی را که با تحمل هزینه و مخارج و جمع آوری رای برای شما چه زحماتی را بر دوش کشیدند ولی هرگز یادی و نامی از آن افراد برده نشد و دیده نشدند. آیا میدانی که حسین محمدی شلمانی برای مهیا کردن بستری جهت باور داشتن شلمانیها چه مرارتی را درتمام دوره های انتخابات حتی برای افرادی که لیاقت نماینده شدن نداشتند قلم بردست برد و به افشاگری پرداخت و این حداقل کاری بود که آنزمان انجام دادم و منتی هم بر هیچ کس نیست . بهر حال درخصوص جنابعالی بعنوان نماینده اصیل شلمانی و اینکه آشنا به درد و بدبختی و بیکاری جوانان این خطه بوده ای با تمام امکانات و توانایی ام به حمایت و دفاع از شما برخاستم تا روزی بتوانی برای این شهر کوچک شلمان قدمی برداشته و توشه ای برای آخرت خود ذخیره نمایی .
گویی همه اندیشه و فکر و ذهنیات ما در مورد شما اشتباه بوده و فقط و فقط به فکر خود و چند نفر از اطرافیان نزدیک خود بوده ای که این مایه تاسف و شرمساری ابتدا برای شما و بعد برای کسانی بوده که به حمایت از شما پرداخته اند.
اینجانب حسین محمدی شلمانی از شما تمنا و خواهش دارم تا فرصت باقی است بزرگان و پیشکوتان و ریش سفید های شهر شلمان را گرد هم آورده و مشکلات و گرفتاریهای مردم را بر شمارید و همت به بر طرف نمودن این معضلات نمایید و اینجانب هیچوقت برای خود چیزی نخواسته و نخواسته ام و همه نیز می دانند که تمام نیت و هدف من ایجاد اتحاد و انفاق بین مردم و برقراری امنیت و آرامش در سایه نظام جمهوری اسلامی بوده و تا زمانی نیز که زنده باشم برای کمک و یاری به مردم زحمتکش مسلمان شلمان دریغ نخواهم کرد . برادر محمد علی حیدری فرصت را غنیمت شمر و نامی نیک ( فقط از راه خدمت به مردم و خلق خدا ) برجای بگذار .
{( اما کارنامه شما یک دوره نمایندگی چهار ساله درمجلس برای زادگاهت )}
او تنها کار نیمه مثبتی که برای زادگاهش کرد ، خرید زمین فوتبالی است که تحویل تربیت بدنی لنگرود داد اما چه خوب بود به شهرداری شلمان که امانت دار دارائیهای شهروندان می باشد می سپرد تا کسب درآمد های آن برای شهرم خرج می شد. متاسفم ، فرار از توده مردم و به مردم اهمیت ندادند اینچنین نابسامانی حقوقی و معنوی و بلاتکلیفی برای جوانان شهرم فراهم کرد که جهت مهیا کردن آن زمین سالها تقلاء باید کرد، مسئولین لنگرود از درآمد مساجد ما ها نمی گذرند چه رسد درآمدهای کلان ورزشی ! ( بعد از آماده شدن زمین فوتبال ، داوطلب سه ماه اجاره زمین فوق را برای کلاسهای پایه فوتبال( نونهال و نوجوان دختر و پسر ) و جوانان و دیگر علاقمندان به ارزش ۳ میلیون تومان تقاضای اجاره آن را دارم )
در خاتمه از نماینده قبلی مجلس جناب آقای محمدعلی حیدری شلمانی تشکر می کنم زیرا نامی از شلمانیها در جای جای ایران زمین بعنوان نماینده مجلس درج گردید تا بستری مناسب برای خود باوری دیگر شلمانیها گردد . یاید همت کرد تا کاندیدای حضوری فعال در عرصه انتخابات باشیم .
در ایامی نه چندان دور به خواست مسئولین و بنا به ضرورت پیش آمده و البته علاقه مندی شخصی ،جهت اعتلای فوتبال شهرم (شلمان ) در جلساتی به همراه سایر اهالی فن حضور خواهم یافت .
مجموعه نظریات و انتقادات فردی ام را در قالب مقاله ای در وبلاگ شخصی خود به چاپ رساندم. اعتقاد راسخی دارم که سرفصل های مطرح شده که با نگاه کلی تری بیان شده می تواند در مسیر اصلاح امور به کار گرفته شود و حتی چنانچه حمل بر خود ستایی انگاشته نشود ، آن را راهگشای حل مشکلات فوتبال شهرم می دانم. مقاله با تغییراتی و حذف موارد مرتبط با امور محلی و بومی در پی آورده می شود. به نظر می رسد عدم حصول نتایج قابل انتظار و غیاب چشم انداز روشن در آینده نزدیک و وجود موانع جدی و ساختاری در راه تحقق حداقل انتظارات جامعه فوتبال ریشه در موارد زیر دارد:
1- مرز نامشخص شرح وظایف سازمان تربیت بدنی کشور و مراکز تربیت بدنی استان و شهرستان ها (به عنوان مراکز دولتی) و فدراسیون و هیئت های فوتبال (به عنوان تشکیلات نیمه دولتی) و نیز نحوه ورود بخش خصوصی در این حریم و عدم وجود حمایت و اراده پیگیر از طرف بخش دولتی نسبت به ایجاد یک بخش خصوصی قدرتمند و مستقل در بنیان گذاری باشگاه های فوتبال به مثابه زیر ساخت اساسی رشد فوتبال کشور.
2- ضعف دیدگاه بنیادی مسئولین کشوری و استانی نسبت به ورزش ملی و ساختار آن و عدم شفافیت در بکار گیری روش های جاری و نا ممکن بودن نقد آنها از طرف دلسوختگان و افراد صاحب نظر و یا حداقل بی توجهی نسبت به آن.
3- عدم امکان پرداخت به کارنامه گذشتگان کادر اجرایی و نقد عملکرد مسئولین سال های دور و اخیر به مثابه روشن کردن مشعلی جهت عبور از مسیر تاریک فعلی.
4- ضمن تقدیر از تلاش های انجام شده در تهیه زمین فوتبال توسط نماینده قبلی مجلس جناب اقای محمد علی حیدری ، ایراد اصولی به فقدان زیر ساخت های مناسب باقیست. غیاب زمین های فوتبال کوچکتر در محلات مختلف شهری که فراهم نمودن آن نیز از جمله وظایف شهرداری ها می تواند باشد ، ( چه خوب بود که زمین خریداری شده در اختیار تام شهرداری شلمان بود نه تربیت بدنی لنگرود ) خود نقیصه ایست که می توانست جایگزین مناسبی برای کسب درآمد شهرداری شلمان باشد که محل پرورش افتخارات نسل های آتی را رقم می زد.
5- روش فعلی تربیت بدنی و مقامات تصمیم گیرنده فوتبال جهت تمرکز زدایی تیم های فوتبال لیگ برتر و دسته یک کشوری ، گرچه از مقبولیت عام و نیت خیر بانیانش حکایت دارد ، به نظر می رسد راه حل ساده انگارانه و غیر علمی باشد. چرا که اصولاً در صورت توزیع عادلانه امکانات و بستر سازی مناسب دلیلی برای تفاوت آشکار و غیر قابل قبول سطح کیفی استان های مختلف وجود نمی داشت. خصوصاً که سرنوشت تیم داری غیر حرفه ای ارگان های غیر ورزشی کشور نیز نا مشخص است و ادامه وضعیت فعلی با توجه به لغزش پایه های آن ، که مدت های مدیدی است آثار بیرونی مشهودی پیدا کرده ، غیر ممکن می باشد (اشاره به انتقادات فیفا از ساختار دولتی فوتبال ایران و بی میلی ارگان های مختلف و بازنگری آنها نسبت به مقوله تیم داری با توجه به هزینه های کلان آن).
6- ورود بخش خصوصی و سرمایه گذاری آن ، تنها در بستر مناسب امکان پذیر خواهد بود. پشتیبانی افراد حقیقی و نهاد های حقوقی از تیم های فعلی کشور ، هر چند با نیت پاک و مسئولانه ای انجام شده بیشتر تداعی کننده ی روش های غیر حرفه ای است که در آینده مطابق تجارب قبلی نه از بانی خیر آن نشانی می ماند و نه از کمک گیرنده. سوال به جایی است چنانچه سراغی از حمایت کننده های قبلی تیم ها گرفته شود. برای بسیاری از آنها نه تنها حوصله ای برای پرداختن به این مقوله ها باقی نمانده که دوری هم می کنند. واضح است بخش خصوصی و آورد سرمایه در هر جایی نگاهی به تملک نیز دارد که ایرادی هم ندارد. خوشبختانه در این زمینه کمبود قوانین جهت به کار گیری این پتانسیل هم نداریم. جذب سرمایه گذاران علاقه مند و پرداخت وام با شرایط مناسب و واگذاری زمین جهت احداث مجموعه ورزشی و پشتیبانی منطقی و اساسی مداوم مسئولین امری عادی در جوامع پیشرفته بوده که قاعدتاً در سیر تکاملی خود از شرایط مشابه ما نیز عبور کرده اند.
7- ضعف پایه ای فوتبال مناطق مختلف کشور و عدم شکل گیری تیم های ریشه دار که خاستگاه بازیکنان آینده ملی خواهند بود ، به همراه آشفتگی بنیادی تیم های قدیمی تر ، از جمله علل شکل گیری وضعیت نابسامان فعلی ورزش اول کشور می باشد. به طوری که ریخت و پاش های بسیاری صرف تیم داری غیر ضروری با نتایج نا مطلوب می شود که علیرغم های و هوی زیاد ، موفقیت قابل ذکری نیز در رده تیم های پایه ای و باشگاه ها به دست نیامده است.
8- این که با تامل و پیشه سازی صبر و بعضاً رو نویسی از روش های گذشته ، به امید گشایشی بمانیم اشتباهی سخت نا بخشودنی است ، چه از منظر وجدان بیدار جامعه
.jpg)


.jpg)











۱۳۸۸
.jpg)
۱۳۵۴
خبرگزاري فارس: نماينده مردم لنگرود در مجلس با تاكيد بر اينكه مواضع مردم حقطلبي، عدالت و مبارزه با استكبار است ،افزود: احمدينژاد بايد در سازمان ملل جنايتهاي آمريكا را افشا كند.

مهرداد لاهوتي نماينده مردم لنگرود در مجلس شوراي اسلامي در گفتگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس با بيان اينكه آمريكا و متحدانش با اصل نظام جمهوري اسلامي ايران مخالفت دارند، تصريح كرد: آمريكا و برخي از كشورهاي غربي خواهان تسلط بر همه جهان هستند بر همين اساس كشورهايي كه در مقابل اقدامات آنها سكوت كنند از منافع اين كشورها برخوردار خواهند شد اما جمهوري اسلامي ايران كه مخالف اهداف استكباري آمريكاست با آن برخورد ميكنند.
وي با اشاره به فعاليتهاي دولت بوش در عراق و افغانستان خاطر نشان كرد: بوش خواستار خاورميانهاي امن براي خود و منطقه ناامن براي ايران بود.
نماينده مردم لنگرود در مجلس با تاكيد بر اينكه مواضع مردم حقطلبي، عدالت و مبارزه با استكبار است ،افزود: احمدينژاد بايد در سازمان ملل جنايتهاي آمريكا را افشا كند.
عضو كميسيون عمران مجلس شوراي اسلامي ادامه داد: آمريكا و برخي از كشورهاي غربي نميتوانند شاهد ايراني قدرتمند باشند چرا كه ايران در زمان رژيم معدوم پهلوي زير سلطه و سيطره آنها بوده است.
لاهوتي با بيان اينكه ايران با دنبال كردن عدالت، بايد عدالت را در جهان به وجود آورد اظهار داشت: مردم ايران به دليل يكپارچگي تنفر خود را از آمريكا اعلام كردهاند.
نماينده مردم لنگرود در مجلس شوراي اسلامي با اشاره به اقدام اين افراد در زمان جنگ تحميلي تصريح كرد: دفاع مقدس يك فرهنگ ديني به وجود آورده و باعث بيمه شدن اين انقلاب شده است.
لاهوتي به اظهارات كروبي اشاره كرد و گفت: مواضع كروبي براي رضاي خدا نيست؛ چراكه اگر وي يكي از اركان نظام بود انتظار داشت كه چنين اظهاراتي رسانهاي نشود.
وي يادآور شد: موضوعي در خصوص بازداشتگاه كهريزك عنوان شد كه رهبر معظم انقلاب دستور تعطيلي سريع اين بازداشتگاه را دادند.
نماينده مردم لنگرود در مجلس با اشاره احتمال برخي افراط و تفريط ها كه خواسته حكومت ما نيست، افزود: اظهارات كروبي باعث سوء استفاده بيگانگان شد و معتقدم اين نوع موضوعات اگر ادامه يابد به اصل حكومت آسيب وارد ميكند.
گفتگو با خدا
خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم
خدا گفت
:پس می خواهی با من گفتگو کنی؟
گفتم اگر وقت داشته باشيد
خدا لبخند زد
!وقت من ابدی است
چه سوالاتی در ذهن داری که می خواهی از من بپرسی ؟
چه چيز بيش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند ؟
خدا پاسخ داد
:این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند
عجله دارند زودتر بزرگ شوند و بعد
حسرت دوران کودکی را می خورند
اینکه سلامتشان را صرف به دست آوردن پول می کنند
و بعد
پولشان را خرج حفظ سلامتی می کنند
اینکه با نگرانی نسبت به آینده
زمان حال را فراموش می کنند
آنچنان که دیگر نه در حال زندگی می کنند
نه در آینده
این که چنان زندگی می کنند که گویی ، نخواهند مرد
و آنچنان می ميرند که گویی هرگز نبوده اند
مدتی هر دو ساکت ماندیم
بعد پرسيدم
به عنوان خالق انسانها
می خواهيد آنها چه درسهایی از زندگی را یاد بگيرند ؟
خداوند با لبخند پاسخ داد
:یاد بگيرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد
اما می توان محبوب دیگران شد
یاد بگيرند که خوب نيست خود را با دیگران مقایسه کنند
یاد بگيرند که ثروتمند کسی نيست که دارایی بيشتری دارد
بلکه کسی است که نياز کمتری دارد
یاد بگيرند که ظرف چند ثانيه می توانيم زخمی عميق در دل کسانی که دوستشان داریم ایجاد کنيم
ولی سالها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التيام یابد
با بخشيدن بخشش یاد بگيرند
یاد بگيرند کسانی هستند که آنها را عميقا دوست دارند
اما بلد نيستند احساسشان را ابراز کنند یا نشان دهند
یاد بگيرند که می شود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند
اما آن را متفاوت ببينند
یاد بگيرند که هميشه کافی نيست دیگران آنها را ببخشند
بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند
و یاد بگيرند که من اینجا هستم
هميشه




؟؟؟
١
- یهو نگاه ميکنی می بينی خانوادت که ٣ نفر بيشتر نيستن ۵ خط موبایل دارن٢- واسه همکارت ایميل ميفرستی، در حاليکه ميز بغل دستی تو نشسته .
٣- رابطت با اقوام و دوستانی که ایميل ندارن کمتر و کمتر ميشه تا به حد صفر برسه
۴- ماشينت رو جلوی در خونه پارک ميکنی بعدش با موبایلت زنگ ميزنی خونه که بيان کمک چيزایی رو
که خریدی ببرن داخل .
۵- هر آگهی تلویزیونی یه آدرس اینترنتی هم داره
۶- وقتی خونه رو بدون موبایلت ترک ميکنی،استرس همه وجودت رو ميگيره و با سرعت برميگردی که
٣٠ سال از عمرت رو بدون موبایل گذروندی - موبایلت رو برداری، بدون توجه به اینکه ٢٠
٨- صبحها قبل از خوردن صبحونه اولين کاری که ميکنی سر زدن به اینترنت و چک کردن ایميله
٩- الان در حاليکه این مطلب رو ميخونی،سرت رو تکون ميدی و لبخند ميزنی
١٠ - اینقدر سرگرم خوندن این مطلب بودی که حتی متوجه نشدی این ليست شماره ٧ نداره .
عدم رعايت وقت سخنراني از سوي سران برخي از كشورها موجب تاخير در سخنراني محمود احمدينژاد رئيس جمهور كشورمان در مجمع عمومي سازمان ملل شد.
به گزارش فارس، قرار بود بر اساس برنامه از پيش اعلام شده رئيس جمهور كشورمان ساعت 17:30 دقيقه روز چهارشنبه اول مهر ماه به وقت نيويورك (برابر با ساعت 1 بامداد روز پنج شنبه دوم مهر ماه به وقت تهران) در مجمع عمومي سازمان ملل سخنراني كند.
بر اساس روال معمول هر يك از سران كشورهاي عضو سازمان ملل 15 دقيقه فرصت دارند تا درباره مسائل مهم روز دنيا از ديدگاه خود سخن بگويند، اما اين مسئله در اولين روز اجلاس از سوي برخي سران كشورها رعايت نشد و طولاني شدن سخنرانيهاي آنها باعث اخلال در زمانبندي اجلاس شد.
بر اين اساس رئيس جمهور كشورمان سخنراني خود را با يك ساعت و نيم تاخير حدود ساعت 2 يا 2:30 دقيقه بامداد پنجشنبه دوم مهر برابر با 24 سبتامبر ارائه خواهد كرد.
بازتاب سخنان احمدي نژاد در سازمان ملل در رسانههاي روسيه و بلاروس
سياسي. روسيه. بازتاب. احمدي نژاد
مسكو - سخنان رييس جمهوري اسلامي ايران درشصت وچهارمين نشست مجمع عمومي سازمان ملل كه درآن راهكارهاي ايران براي حل مسائل جهاني را تشريح و به انتقاد از سياستهاي نادرست آمريكا و متحدانش از جمله رژيم صهيونيستي پرداخت، در رسانههاي خبري روسيه و بلاروس بازتاب گسترده داشت.
به گزارش ايرنا از مسكو،شبكه دوم تلويزيون دولتي روسيه در بخشهاي خبري بامداد پنجشنبه اعلام كرد:محمود احمدي نژاد رييس جمهوري اسلامي ايران از مجمع عمومي سازمان ملل خواستار پايان دادن به مداخلات نظامي خارجي در كشورهاي خاورميانه شد.
احمدي نژاد گفت: دخالت كشورهايي كه هزاران كيلومتر از كشورهاي خاورميانه فاصله دارند در اين منطقه غيرقابل قبول است.
منبع خبري روسي به نقل از احمدي نژاد افزود: تهاجم به عراق و افغانستان تحت شعارهاي دروغين تامين امنيت و مبارزه با قاچاق مواد مخدر صورت گرفت، اما وضعيت امنيت اين كشورها بدتر شده و توليد مواد مخدر نيز در افغانستان به مراتب افزايش يافته است.
خبرگزاري ايتارتاس نيز نوشت: رييس جمهوري ايران بخش قابل توجهي از سخنان خود را به وضعيت اراضي فلسطينيان اختصاص داده و ادامه جنايت عليه زنان و كودكان بيگناه اين سرزمين كه برخلاف تمام ارزشهاي انساني از خانه و كاشانه خود رانده ميشوند را غيرقابل قبول دانست.
شبكه تلويزيوني ار.ب.كا روسيه هم گفت: احمدي نژاد در نشست مجمع عمومي سازمان ملل، ايران را كشور مدافع كشورهاي فقير جهان معرفي كرده و اعلام كرد كه سرمايه داري نامحدود به اوج خود رسيده و سرنوشتي همچون ماركسيسم در انتظار آن ميباشد.
اين شبكه روسي همچنين گفت: احمدي نژاد سران اسراييل را به سياست ضدانساني در قبال فلسطينيان و دسيسههاي سياسي و اقتصادي متهم كرد.
ار.ب.كا همچنين گفت: احمدي نژاد آمادگي كشورش براي بناي سيستم پايدار صلح و امنيت براي تمام كشورها اعلام كرده و افزود: ايران حقوق انكارناپذير و قانوني دارد.
راديوي رسمي صداي روسيه هم در بخشهاي خبري امروز خود اعلام كرد بخش قابل توجهي از سخنراني رييس جمهوري ايران به انتقاد از آمريكا و اسراييل اختصاص داشت و ازجمله وي رژيم صهيونيستي را به تهاجم ددمنشانه به سرزمين هاي فلسطين متهم كرد.
اين راديو گفت: در نتيجه حمله نيروهاي اسراييلي به نوار غزه در آغاز سال جاري ميلادي، يكهزار و ۵۰۰فلسطيني كشته و شش هزار تن ديگر مجروح شدند.
صداي روسيه همچنين گفت: رييس جمهوري ايران سلطه چند كشور عضو شوراي امنيت بر جامعه جهاني را غيرقابل قبول دانسته و خواستار لغو حق وتو شد.
احمدي نژاد گفت: اين كشورها در جهت سياستهاي نژادپرستانه خود اقدام مي كنند.
راديوي روسي گفت: به هنگام سخنراني احمدي نژاد ، هياتهاي آمريكا و كشورهاي عضو اتحاديه اروپا و اسراييل محل برگزاري سخنراني را ترك كردند.
پايگاه اينترنتي روزنامه پراودا نيز نوشت: احمدي نژاد خواستار پايان مداخلات نظامي در كشورهاي منطقه خاورميانه شد.
اين منبع اضافه كرد: رييس جمهوري ايران همچنين نيروهاي نظامي برخي كشورها را به جنگ افروزي، تجاوز، خونريزي و تهديد و قتل و كشتار در منطقه خاورميانه متهم كرد.
خبرگزاري تلگراف بلاروس نيز نوشت: هياتهاي آمريكا، اتحاديه اروپا و اسراييل در هنگام سخنراني احمدي نژاد، سالن برگزاري اين سخنراني را ترك كردند هرچند كه رييس جمهوري ايران در اتهامات خود از آنها نام نبرد.
به گزارش اين منبع، احمدي نژاد گفت: متجاوزان و حاميان آنها به ادعاي دفاع از حقوق بشر ادامه ميدهند تا از اين طريق بر كشورهاي ديگر اعمال فشار كنند.
رييس جمهوري ايران گفت: سلطه اقليتي از كشورها در عرصههاي اقتصادي، سياسي و فرهنگي بر كشورهاي ديگر با كمك شبكههاي گمراهكننده براي برقراري شكل جديدي از بردگي و آسيب رساندن به اعتبار كشورها ديگر غيرقال قبول است.
کشورهایی سخنرانی احمدی نژاد را ترک کردند
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
خبرگزاري فارس: مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي تجربيات خصوصي سازي در 12 كشور جهان را مورد بررسي قرار داد.
همچنين عمدهترين روشهاي واگذاري در كشورهاي ديگر به صورت مزايده، مذاكره، بورس ، فروش سهام از طريق انواع قراردادهاي مديريتي و... بوده است.
مركز پژوهشها افزود: نتايج حاصل از بررسي عملكرد خصوصيسازي در اين كشورها نشان ميدهد پيامدهاي منفي اجتماعي خصوصيسازي كه معمولا به صورت مازاد نيروي كار، بازنشستگي بيش از موعد كارگران و امثال اينها ميباشد رخ داده است و همين امر نيز باعث شده تا انتقادات گستردهاي به خصوصيسازي صورت گيرد. به همين دليل بايد توجه شود هدف از خصوصيسازي، تنها تغيير مالكيت نيست، بلكه هدف عمده افزايش كارآيي اقتصادي و از آن طريق افزايش سطح رفاه اجتماعي است و از آنجايي كه اين امكان وجود دارد كه در كشور ما نيز، اجراي برنامه خصوصيسازي اين چنين پيامدهايي را به دنبال داشته باشد، لذا بررسي تجربيات ديگر كشورها كه عمدتا نتايج يكساني را در برداشته است، ميتواند به سياستگذاران و برنامهريزان كمك نمايد.
دفتر مطالعات اقتصادي مركز پژوهشها پيش از هر چيز، خصوصيسازي در كشور را نيازمند پيشزمينههايي دانست كه از آن جمله آنها ميتوان تصويب يا اصلاح برخي قوانين و مقررات و اصلاح ساختار در برخي سازمانها را نام برد، زيرا بدون در نظر گرفتن اين موارد، اجراي خصوصيسازي قطعا با موفقيت صورت نخواهد گرفت. علاوه بر اين ارزشگذاري بنگاههايي كه قرار است واگذار شوند از ديگر مسائل بسيار مهم پيشرو ميباشد. نظارت بر روند خصوصيسازي و بررسي پيامدهاي حاصل از آن و در نتيجه ارائه راهكارهايي براي برون رفت از پيامدهاي منفي احتمالي آن از ديگر نكات اساسي است كه دولت بايد در نظر داشته باشد و البته مجلس شوراي اسلامي نيز ميتواند بر فرآيند خصوصيسازي توسط دولت نظارت جديتري داشته باشد.
مركز پژوهشها در پايان اين گزارش راهكارهاي پيشنهادي خود را در اين زمينه ارائه داده است. اصل اين گزارش در تارنماي مركز پژوهشها به نشاني www.msjlis.ir قابل دسترسي است.
منزل وفا و کوچه مرحوم منظوری ( شلمان )
شکرا... کاظمی . ارسلان حیدری و ابراهیم حسن زاده و ...
عباس صفری . عباس پسندر و صادق احمدزاده
یوسف مسجودی و تقی مسجودی
مردي صبح زود از خواب بيدار شد تا نمازش را در مسجد بخواند. لباس پوشيد و راهي مسجد شد. در راه مسجد، مرد زمين خورد و لباس هايش كثيف شد. او بلند شد، خودش را پاك كرد و به خانه برگشت. مرد لباس هايش را عوض كرد و دوباره راهي مسجد شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمين خورد! او دوباره بلند شد، خودش را پاك كرد و به خانه برگشت. يك بار ديگر لباسهايش را عوض كرد و راهي مسجد شد. در راه مسجد، با مردي كه چراغ در دست داشت برخورد كرد و نامش را پرسيد. مرد پاسخ داد: من ديدم شما در راه به مسجد دو بار به زمين افتاديد. از اين رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن كنم. مرد اول از او بطور فراوان تشكر مي كند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه مي دهند. همين كه به مسجد رسيدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست مي كند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداري ميكند. مرد اول درخواستش را دوبار ديگر تكرار ميكند و مجدداً همان جواب را ميشنود. مرد اول سوال ميكند كه چرا او نميخواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند. مرد دوم پاسخ داد: ((من شيطان هستم.)) مرد اول با شنيدن اين جواب جا خورد. شيطان در ادامه توضيح ميدهد: من شما را در راه به مسجد ديدم و اين من بودم كه باعث زمين خوردن شما شدم. وقتي شما به خانه رفتيد، خودتان را تميز كرديد و به راهمان به مسجد برگشتيد، خدا همه گناهان شما را بخشيد. من براي بار دوم باعث زمين خوردن شما شدم و حتي آن هم شما را تشويق به ماندن در خانه نكرد، بلكه بيشتر به راه مسجد برگشتيد. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواد ه ات را بخشيد. من ترسيدم كه اگر يك بار ديگر باعث زمين خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهكده تان را خواهد بخشيد. بنا براين، من سالم رسيدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.
نتيجه داستان:
كار خيري را كه قصد داريد انجام دهيد به تعويق نياندازيد. زيرا هرگز نمي دانيد چقدر اجر و پاداش ممكن است ازمواجه با سختي هاي در حين تلاش به انجام كار خير دريافت كنيد. پارسايي شما می تواند خانواده و قو متان را بطور كلي نجات بخشد. اين كار را انجام دهيد و پيروزي خدا را ببينيد.
عید سعید فطر بر همه مسلمین جهان مبارک


